خون بازی

سلام

امروز بی حوصله ام. همه بی حوصله ایم.

خوش به حال آنها که دسترسی به اینترنت ندارند و ندیدند آن دختر، چگونه در کمتر از دو دقیقه جان داد. نمی دانم چه می گفت و چه می خواست. برایم مهم هم نیست. طرفدار هیچکسی هم نیستم. ولی حرفم این است که هیچ کسی، هیچ پستی و هیچ مقامی، این ارزش را ندارد که به خاطرش انسانها اینگونه پرپر شوند.

دلم گرفته است. رویم نمی شود سرکار گریه کنم. ولی بغض دارم.

قلبم در سینه می فشرد.

"موطن آدمی در قلب کسانی است که دوستش دارند" و قلب ما انگار به خون نشسته.

/ 2 نظر / 14 بازدید
مهشید

تو اگر در تپش باغ خدا را دیدی همت کن بگو ماهی ها،حوضشان بی آب است